۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه

مولانا عبدالحمید: روشن‌گری و رد تکفیر مسلمان با دلایل علمی از وظایف علماست

molana-3-3
در زمان ظهور فتنه‌ها باید به کتاب‌ الله و سنت تمسک بجوییم
شیخ‌ الاسلام مولانا عبدالحمید با اشاره به برخی پیشگویی‌های رسول اکرم صلی الله علیه وسلم پیرامون ظهور برخی فتنه‌ها در آخرالزمان، “تمسک به کتاب‌الله و سنت” را تنها راه نجات از این فتنه‌ها دانستند.
خطیب جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز جمعه (۷ آذر ۱۳۹۳) اظهار داشتند: الله تعالی رسول اکرم صلی‌ الله علیه و سلم را برای همه جهانیان تا قیامت مبعوث کرده است و رسالت آن‌حضرت صلی الله علیه وسلم برای همه جهانیان است. از آنجائی‌که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم صاحب معجزه بودند و بسیاری چیزها را الله تعالی به اطلاع ایشان رسانده است، لذا آن‌حضرت صلی الله علیه وسلم نشیب و فرازهایی که تا قیامت بر سر راه امت وجود داشته و حالاتی که پیش می‌آیند را پیشگویی کرده و نسبت به وقوع آنها هشدار داده‌اند. با توجه به اینکه سخنان رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در واقع سخنان الله تعالی است لذا همه پیشگویی‌های ایشان درست و صحیح هستند و هیچ‌کدام از آنها اشتباه نبوده و نیستند.

نقد و بررسی روش تفسیر علمی قرآن

images
چکیدهبدیهی است که قرآن علاوه‌بر بیان احکام و مسائل تعبّدی، برای تبیین آنچه‌که در راستای تأمین سعادت دنیا و آخرت و راهیابی انسان در مسیر کسب فضایل عالیه و طلب رضوان الهی مربوط است، نازل شده و تنها برای بیان علوم نیامده است، ولی می‌توان گفت که قرآن اشاراتی علمی دارد که در راستای اهداف هدایتی و تربیتی خود از آن‌ها استفاده کرده است. برخی مفسران در تفسیر علمی افراط کرده و از اهداف هدایتی و تربیتی قرآن غفلت کرده‌اند (همچون طنطاوی در تفسیر الجواهر)، ولی ممکن است در یک تفسیر، هم مطالب علمی قرآن بررسی شود و هم مقاصد عالی آن مانند هدایت، تربیت و … مورد بحث قرار گیرد. اگر مفسر دچار خطا شود، دلیل خطا بودن شیوه تفسیری نخواهد بود، بلکه او افراط کرده ولی تفسیر علمی، به نحو معتدل و همراه با استفاده از روش‌های دیگر تفسیر و توجه به اهداف عالی قرآن بلااشکال است. این نوشتار تلاشی اندک است در جهت بیان ملاک و معیارهایی که مفسر لازم دارد تا در هنگام تفسیر آیات علمی قرآن آن‌ها را مبنا قرار دهد تا از آفت تفسیربه‌رأی و خودباختگی در مقابل زرق و برق علوم جدید مصون بماند. دلایل موافقان و مخالفان در حد ظرفیت مقاله مورد بررسی قرار گرفته و راهکارهای اساسی برای داشتن تفسیری صواب و معتدل از آیات علمی با توجه به تجربیات و نظریات اندیشمندان قرآنی ارائه و بیان شده است.
کلمات کلیدی: تفسیر علمی، معیار، علوم جدید، علوم تجربی، تفسیر به‌ رأی.

علی بن حسین زین العابدین؛ امتی در قالب یک مرد

56378
در آن سال درخشان آخرین صفحه از تاریخ پادشاهان و خسروان ایران زمین ورق خورد و یزدگرد سوم  پادشاه فارس مطرود و متروک از دنیا رفت و فرماندهان ولشکریانش ونیز خانواده اش توسط مسلمین اسیر شده و آنها به عنوان غنائم جنگی رهسپار مدینه نمودند در میان جمع تعداد فراوانی از زنان و کودکان بودند که تاکنون مدینه چنین جمع انبوهی از اسرا و با چنین منزلت و مقامی را بخود ندیده بود، در میان اسراء سه دختر یزدگرد قرار داشتند.
مردم سراسیمه به سوی غلامان و کنیزکان و کودکان شتافتند و دیری نپائید که همه آنها را خریداری نموده و درآمد حاصل از فروش آنها روانه بیت المال مسلمین نمودند، در میان جمع کسی باقی نمانده بود جز سه دختر یزدگرد که زیباترین دختران و خوش سیماترین آنها محسوب شده و در عنفوان جوانی قرار داشتند.
هنگامی که آنها را برای فروش عرضه نمودند از ذلت وخواری دیدگان خویش را به زمین دوخته و چهره هایشان مالامال از اندوه و سرشکستگی شد، در آن هنگام قلب علی بن ابی طالب رضی الله عنه از مشاهده این وضعیت به درد آمد و خواست کسی آنها را بستاند که به بهترین وجه با آنها رفتار نماید؛ واین امر عجیب نیست زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «آن گاه که بزرگ قومی ذلیل شد بدو رحم نمایید»

تجربه اسلامیِ قدرت با نگاه به سه الگوی عربستان، ترکیه و ایران

در شرایط کنونی جهان، یک پرسش مهم و حیاتی در مقابل دنیای اسلام قرار گرفته است. پرسش این است که کدام الگوی قدرت می‌تواند پاسخگوی نیازهای کشورهای اسلامی در دنیای مدرن امروز باشد و در همان حال مشروعیت شرعی نیز داشته باشد؟ برای درک درست این مهم نیاز خواهد بود که تجربه اسلامی قدرت را در بعد تاریخی آن به‌صورت اختصار از نظر بگذرانیم.
از منظر تاریخ بحث قدرت بلافاصله بعد از رحلت رسول اکرم صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم برای مسلمانان موضوعیت یافت. همه شواهد تاریخی حکایت از آن دارند که در دوران حیات رسول اکرم صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم قدرت اسلامی از طریق وحی و نزول آیات سازماندهی می‌یافت و هیچ مجادله‌ای در این خصوص وجود نداشت. به عبارت روشن‌تر قدرت امری قدسی بود و اعمال آن از طریق پیامبر در ذهنیت هیچ مسلمانی جای بحث نداشت.
بعد از رسول اکرم صلّی‌الله‌‌علیه‌وسلّم دو برداشت از قدرت مشروع اسلامی شکل گرفت که می‌توان آنها را به‌صورت خلاصه چنین بیان کرد:
۱- زمینی بودن قدرت بعد از پیامبر اسلام و پایان قدسی بودن امر یا حکومت؛
۲- قدسی باقی ماندن قدرت در شکل سلسله مراتبی انتقال آن در خاندان رسول اکرم.
نتیجه این دو برداشت در دو واژه خلافت و امامت تداوم تاریخی خود را به نمایش گذاشته است. اکثریت اهل‌سنت و جماعت قدرت مشروع بعد از پیامبر اسلام را در شکل خلافت و برداشت زمینی آن پی گرفتند و هم‌زمان با تحولاتی که در طول زمان کشورهای اسلامی پیدا کردند قابلیت تحول یافت و اشکال گوناگونی را تا زمان حال تجربه کرده است؛ و کم‌وبیش همه حکومت‌ها در جهان اسلام تجربه قدرت خود را مطابق با ارزش‌های اسلامی تصور و یا حداقل وانمود می‌ساخته‌اند.
در تجربه خلافتی قدرت اسلامی که ابتدا در سقیفه بنی‌ساعده مورد توافق قرار گرفت و سپس با بیعت عمومی تثبیت شد، به‌صورت آشکاری می‌‌توان برداشت زمینی از قدرت اسلامی را برجسته یافت.

مروری کوتاه‌ بر زندگی ماموستا ملا محمد ربیعی رحمه‌ الله‌

۴۳۶۵۳۶۳
ولادت:استاد ملا محمد ربیعی فرزند ملا عبدالحکیم فرزند ملا محمد ربیع در سال ۱۳۱۱ شمسی در روستای دراسپ، منطقه‌ی دیواندره دیده به جهان گشود.
فراگیری دانش:استاد ربیعی در سن ۵ سالگی قرآن را نزد مادرش به اتمام رساند و بعد از آن مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموی‌شان ملامحمود ربیعی فرا گرفت.
از سن دوازده سالگی به نوشتن علاقه پیدا نمود و وقایع را به صورت داستان در قالب نظم و نثر می‌نوشت. عموی گرامی‌شان مرحوم ملا محمود و پدرشان مرحوم ملا عبدالحکیم ایشان را بر نویسندگی، مخصوصاً در زمینه‌ی دینی و اخلاقی تشویق می‌نمود.

فضایل و درجات ویژه‌ی شهدا از دیدگاه قرآن

۱۲۴۹۵۸۲۰۱۲۵_۹a7099dcea_z

﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ ٭ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ٭ یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ﴾ [سوره آل عمران، آیات ۱۷۱-۱۶۹]؛ و مپندار کسانی را که کشته شده‌اند در راه خدا، مرده؛ بلکه زنده‌اند در نزد پروردگار خویش می‌خورند و می‌نوشند ٭ شادمان‌اند به آن‌چه داده به آن‌ها خدا از فضل خویش و خوش‌وقت می‌شوند از ناحیه‌ی کسانی که نرسیده‌اند به آن‌ها پشت سرشان از آن جهت که نه ترسی است بر آن‌ها و نه آن‌ها اندوهگین‌اند ٭ خوش‌وقت می‌شوند به نعمت و فضل خداوند و از این‌که الله ضایع نمی‌کند مزد ایمان‌داران را.
در این آیات پیروزی کامل و حیات دایمی و نعمت حقیقی شهدا را اثبات کرده است.

پیامبر محبوب و مهربانم!

۳۱-۱۰-۲۰۱۲-۱

پیامبر محبوب و عزیزتر از جانم!
به یاد روزهایی که در راه دین چه مشقت‌ها را که تحمل نکردی و چه گستاخی‌هایی را که به جان نخریدی و بهر اعتلای سخن حق، خود را در چه مخاطره‌هایی که نینداختی. دنیا را به تو تقدیم کردند تا دست از دعوتت برداری، اما تو گفتی که من چیزی بهتر از مال و منال دنیا و رفاهیت ابدی را به شما تقدیم خواهم نمود اگر دعوتم را بپذیرید. آنان سخنت را نشنیدند و با تو به نبرد پرداختند، خواستند شخصیتت را تخریب کنند تا مردم را از تو برنجانند، اما نتوانستند، تو را در محاصره‌ی اقتصادی قرار دادند تا شاید گرسنگی و تشنگی، تو را از این کار مهم باز دارد، اما تو تشنه‌ی ایمان آن‌ها بودی و گرسنگی چند روز دنیا برایت قابل تحمل بود و بی ایمانی آن‌ها خیر.
در طائف تو را سنگ‌باران کردند، در اُحد تو را خون آلود نمودند، دندان مبارکت را شکستند، بهترین دوستانت را شهید کردند، اما تو از این رسالتت دست نکشیدی؛ چون پیام تو پیام توحید، آزادی و جوانمردی بود، تو می‌خواستی خوی درندگی و وحشی گری را از آنان بزدایی و مکارم اخلاق را نهادینه کنی، لیکن افسوس که قدر تو را ندانستند. سرانجام این تو بودی که بر آنان فایق آمدی و با نور ایمان قلب‌های تاریک را روشن نمودی و با کلام دل انگیز وحی همگان را شیفته‌ی خود کردی و پیام‌های الهی را به زمینیان رساندی، امنیت را به ارمغان آوردی، مردم را از قید اسارت رهانیدی، مهربانی، لطف و کرم، عطوفت و جوانمردی را به مردم هدیه دادی و زنان را عزت، کرامت و شرافت بخشیدی و در حالی از این دنیا رهسپار ملاقات با پروردگارت شدی که هنوز هم فکر امت را در سر داشتی.
نبی جان!
امروز به یاد همان روزها این نامه را در حالی برای تو می‌نویسم که امتت این همه هدایای زیبایت را پشت سر انداخته‌اند؛ دوباره قلب‌ها دارد به تاریکی می‌گراید؛ مردم بار دیگر اسیر جاه‌طلبی گردیده و از آزادی فاصله گرفته‌اند؛ دارند به درنده‌خویی و وحشی‌گری رو می‌آورند؛ برادر، برادر را نشانه می‌گیرد؛ زنان از عزت و کرامت خویش فاصله گرفته، به تبرّج دوران جاهلیت باز گشته‌اند. اصلاً خودِ جاهلیت باز گشته است؛ جاهلیتی بسیار جاهلانه‌تر از گذشته؛ ابوجهل‌ها از هر طرف سر بلند کرده‌اند، اما کسی نیست که در مقابلشان بایستد و چنان‌که تو گفتی بگوید که اگر خورشید را در دست راستم بگذارند و ماه را در دست چپ، تا از دعوت خویش دست بکشم، هرگز چنین نخواهم کرد!
پیامبر مهربانم!
این قوم تو را رها کرده‌اند و از تو گسسته‌اند؛ سنّت‌های زیبایت به دیده‌ی تحقیر نگریسته می‌شوند؛ به جای دستورات عدالت مآبانه‌ات، بی قانونی جنگلی حاکم است؛ این چنین است که به ورطه‌ی انحطاط و ناکامی افتاده و خواری، رو کرده است.
محبوبا!
این قوم به تو نیاز دارند و تو دوای دردشان هستی!
شبی پیش خدا بگریستم زار /٭/ مسلمانان چرا خوارند و زاراند؟
ندا آمد نمی‌دانی که این قوم /٭/ دلی دارند و محبوبی ندارند؟!
باید محبتت در میانمان باشد تا فلاح و رستگاری دوباره شامل حالمان گردد. می‌دانم که بار دیگر پا به این عرصه نخواهی گذاشت و این دنیا را با قدوم مبارکت گل‌باران نخواهی کرد و فضایش دوباره به وجودت عطرآگین نخواهد شد؛ چرا که حوران بهشتی شوق دیدار تو را در سر می‌پرورانند و کروبیان شیدای دربار تو هستند! اما از خدایت ـ که تو محبوب‌ترین بندگانش هستی ـ بخواه که ما از این ورطه بیرون آورد و دوباره با تو پیوند دهد و همان عزت، مجد و کرامتی را که در زمان تو به مسلمانان داد، به ما هم عنایت فرماید.
درود و سلام نامحدود الٰهی نثار تو باد.
٭ زبیر حسین پور
۱۰۴۲۵۰۱۸_۳۹۷۷۴۹۳۸۷۰۴۱۴۰۳_۴۹۱۸۶۲۰۹۴۰۵۱۸۴۸۱۵۱۶_n

در جریان آغاز بکار پروژه راه روستایی کوچینک به کلچات که خدمتی دیگر از اقدامات توسعه ای دولت تدبیر و امید به ساکنین بخش مرکزی شهرستان نیکشهر در سیستان و بلوچستان است؛ آنچه که در جریان این بازدید توجه بنده و سایر مسئولان شهرستان را بخود جلب نمود، شگفتی فراوان کارفرما و مسئول پروژه راه در خصوص امنیت بالا و به تعبیر وی مثال زدنی منطقه،قابلیت های بکر طبیعی و گردشگری و اشتغال زایی و در کنار آن مردم مهربان،میهمان نواز و مشارکت جوی این شهرستان و استان است که به گفته ایشان زمینه را برای جهش توسعه انفجاری فراهم نموده است.
کارفرمای این پروژه که دو ماهی بیش نیست جهت اجرای طرح جاده روستایی از تهران به بلوچستان آمده و گویا نیز برای اولین بار است به سرزمین«سنگ و چنگ و رنگ» سفر می کند اذعان نمود که پیش از سفر به این استان سوء ذهنیت های فراوانی نسبت به امنیت و محرومیت طبیعی و انسانی سیستان و بلوچستان داشته اما بلا فاصله پس از ورود به منطقه و آشنایی کامل با مردم و منطقه این سوء نگرش ها در خصوص سیستان و بلوچستان صد در صد تغییر و ارتقاء یافته است.

جوان پاک‌دامن


۴۶۵۴۷۶۸۷۴
حصین بن عبدالرحمان می‌گوید: به من خبر رسیده است که: جوانی از اهالی مدینه در همه‌ی نمازها به همراه امیر مؤمنان حضرت عمر بن الخطاب رضی الله عنه در مسجد حاضر می‌شد و هرگاه نمی‌آمد، عمر رضی‌الله‌عنه جویای حالش می‌شد.
زنی عاشق آن جوان شد و ماجرای عاشق شدنش را برای یکی از زنان خانواده‌اش بازگو کرد. او گفت: من با حیله ونیرنگ او را به نزدت می‌آورم.
به همین منظور سر راهش نشست و چون جوان از کنارش گذشت، گفت: من زنی پیر هستم و گوسفندی دارم که نمی‌توانم آن را بدوشم، اگر به خانه‌ام بیایی و آن را برایم بدوشی [بر من منت می‌نهی].
جوان که برای انجام کارهای خیر، شوق وافری داشت به خانه‌ی آن زن رفت، ولی گوسفندی ندید.
زن گفت: همین جا بنشین تا آن را به نزدت بیاورم.

دریای مکران یا دریای عمان؟


Makran-Sea
مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش، که در مورخ ۹ آذر برگزار گردید، بر آبادسازی سواحل مکران تاکید فرمودند.
اما سواحل مکران کجاست؟
مَکران یا مُکران نام ایالتی بزرگ در سواحل جنوب شرقی ایران بود که اکنون بلوچستان ایران قسمتی از آن را شامل می‌شود.
مرکز این ایالت بزرگ که مرز شرقی آن به ارتفاعات دره سند پاکستان می‌رسید، شهری بود به نام «فنزبور» یا «پنجبور» که اکنون در بلوچستان پاکستان و در مجاورت شهر سراوان ایران قرار دارد. یعقوبی جغرافی‌دان قرن سوم، این شهر را بزرگ‌ترین شهر مکران می‌شمارد.
مهمترین بندر تجاری و بازرگانی ایالت مکران بندر «تیز» یا «تیس» بوده است. این شهرکه بندری بین قاره‌ای محسوب می‌شد، در آفریقا با مصر و حبشه و زنگبار؛ در آسیای مرکزی با هند و سند (پاکستان) و در خاورمیانه با کشورهای عربی مانند عمان و بحرین مناسبات تجاری داشت.

مولوی عبدالحمید در گفت‌وگو با فارس: با شبکه‌های ماهواره‌ای تفرقه‌افکن مخالفم

امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان گفت: امروز جامعه اسلامی نیاز به آرامش دارد. باید همه این شبکه‌های ماهواره‌ای احترام متقابل را رعایت کنند و حرمت‌ها را نشکنند، تهمت نزنند.
Molaviمولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان است که در حاشیه «کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» با او گفت‌وگو کردیم. وی در پاسخ به این سوال که آیا چنین کنگره‌ای جریان فرهنگی و اجتماعی برای منزوی کردن تکفیری‌ها را ایجاد می‌کند، گفت: این کنگره قدمی بزرگ است اما به ادامه این مسیر معتقدم لذا باید دیگر علمای شیعه و سنی بنشینند و بیشتر ریشه‌یابی کنند و برای برون‌رفت چاره‌اندیشی کنند چراکه این چاره‌اندیشی‌ها مؤثر خواهد بود.
* نیازمند نشست‌های خصوصی‌تر و محدودتری درباره تکفیری‌ها هستیم
مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی افزود: باید نشست‌های خصوصی‌تر و محدودتری برگزار شود و برای جهان اسلام برنامه‌ریزی شود. وی درباره شبکه‌های ماهواره‌ای تندرو و تفرقه‌افکن شیعه و سنی نیز گفت: با این شبکه‌ها مخالفم مخصوصاً شبکه‌های ماهواره‌ای‌ئی که اهانت می‌کنند، توهین می‌کنند و تهمت می‌زنند.
مولوی عبدالحمید افزود: اینها سبب آلوده‌شدن بیشتر فضا و موجب تنش بیشتر بین شیعه و سنی می‌شود؛ امروز جامعه اسلامی نیاز به آرامش دارد باید همه این شبکه‌های ماهواره‌ای احترام متقابل را رعایت کنند و حرمت‌ها را نشکنند، تهمت نزنند و همه باید در جهت وحدت امت اسلامی دست به دست هم بدهند و کمک کنند.
امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به تقدیر آیت‌الله مکارم شیرازی از فتاوای اخیر مفتی عربستان اشاره کرد و درباره حضور بعضی از این چهره‌ها در این کنگره یا ایران برای نزدیکی علمای عربستان و قم گفت: ما تلاش را آغاز کردیم که پای علمای سعودی را باز کنیم که به ایران بیایند و هم زاهدان، قم، تهران و مشهد را ببندند و اتفاقاً چندی پیش یکی از این علما را آوردیم و او خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و گفت الان متوجه شدیم همه حرف‌هایی که آنجا می‌زنند اشتباه است و گونه دیگری است.
* رفت‌وآمد علمای ایران و عربستان به وحدت شیعه و سنی کمک می‌کند
وی افزود: ما معتقدیم تا آنها به اینجا نیایند تعدیل افکار صورت نخواهد گرفت البته من همیشه در این باره صحبت کرده و تلاش کرده‌ام؛ سال گذشته در کنفرانس در منی بودم و سخنرانی مفصلی در رابطه با وحدت داشتم که اعضای جلسه روی این حرف‌ها قانع شدند لذا معتقدم در صورت رفت‌و‌آمد علمای عربستان به ایران کار خیلی بزرگی انجام می‌شود چرا که انسان‌ها تا یکدیگر را نبینند و حرف یکدیگر را نشنوند تعدیل ایجاد نمی‌شود.
مولوی عبدالحمید ادامه داد: البته برخی مخالف بودند که نگذاشتند مگر نه تاکنون بین علما و ایران و علمای شیعه و سنی رابطه قوی‌ئی برقرار شده بود؛ بعضی از عزیزان احساس کردند ما اهداف خاصی داریم که اجازه ندادند.
وی همچنین به برخی شایعات درباره اختلافات بین خود و آیت‌الله مکارم شیرازی به عنوان دو چهره مطرح شیعه و سنی در ایران پاسخ داد و تاکید کرد: ما دوستی دیرینه‌ای داریم و بنده هرگاه که به قم آمده‌ام بلااستثنا به خدمت آیت‌الله مکارم شیرازی رسیده‌ام؛ ایشان از علمای مؤثر است و دارای ۵۰-۶۰ کتاب است که در هیچکدام نسبت به اهل سنت حرفی نزده است و جلسات ما با ایشان ادامه داشته و دارد.
٭ سجاد اسلامیان (خبرگزاری فارس)

تجربه‌نگاری یک استاد دانشگاه از دانشجویان سنّی‌اش

۱۹۵۵

مطالبی که خواهد آمد جمع بندی تقریباً ده سال مراوده در فضای رسمی دانشگاه و غیر رسمی بیرون دانشگاه با اهل سنت می باشد. ضمناً تلاش کرده ام که تجربیاتم بیانی واقعی داشته و از پیش داوری، تعصب و تحقیر و یا محاکمه کسی خالی باشد. تا قبل از پذیرش بورسیه در دانشگاه آزاد آزاد شهر تجربه بلاواسطه ای از اهل سنت نداشتم تا اینکه از ترم بهاره ۸۳ کار من با هفته ای یک روز تدریس در دانشگاه آزادشهر شروع شد. بطور کلی چند مطلب تعیین کننده وجود دارد:
عموم دانشجویان اهل سنت را فعال، جدی و درس خوان دیده ام. گو اینکه منطق اقلیت بودن حکم می کند که برای اثبات خود تلاش مضاعفی بکنند. حتی به حسب مشاهدات فراوان، به نظر می رسد در سایر کارهای خود نیز این گونه عمل می کنند. مشارکت در مباحث کلاسی، آماده کردن تمرینهای درسی هفته یا هفته های بعد نیز قابل ذکر است. مکرر از بنده به خاطر حفظ حرمت پیشوایان شان، اجتناب از طرح مباحث اختلاف برانگیز و تلاش برای ایجاد و تقویت حسن ظنّ و همدلی تشکر کرده اند. استدلال بنده هم این بوده که چون دانشجویان سنی در کلاس در اقلیت هستند نمی خواهم با استفاده از فضای روانی اکثریت کلاس فضای درس و بحث را بر آنها سخت و تنگ بگیرم و اصلاً دین چنین وظیفه ای را بر دوش من نگذاشته است. تلاش کرده ام رعایت انصاف و مقدم دانستن صلح و همزیستی بین معتقدان مذهبی گوناگون بر حقیقت های یک مذهب خاصّ یکی از اصول کلاسداری ام باشد.

وقتی که نادانی و تعصب قربانی می‌گیرد

۸۱۴۰۷۲۱۵-۶۱۱۰۹۱۸
هنوز چند ساعت از اتفاق مبارک آشتی دو طایفه بلوچ نگذشته و سرخوشی ناشی از این صفا و همدلی بر احساس دشمنی بخش میان مردمان سیستان و بلوچستان غالب نشده است که وقوع دو حادثه و کشته شدن دو انسان، بار دیگر فضای خشم را بر دیده گان مردمان این خطه تحمیل می کند.
 اتفاق اول که مربوط به کشته شدن یکی از بزرگان طایفه براهویی آن هم بعد از نماز صبح و هنگام برگشت از ادای نماز بود در این سوء قصد عضوی از مردمان این دیار به ضرب ۸ گلوله کشته شد.
درباره علت و انگیزه این ترور با توجه به سابقه و شخصیت مقتول بسیار می توان نوشت و گمانه زنی های مختلف کرد و چه بسیار می توان از این نمونه گمانه زنی ها را خواند و شنید.

تكفير و تفتيش عقايد از ديدگاه قرآن

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ 
لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ 
فَمَنَّ اللهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا﴾ [سوره نساء، آيه ۹۴]
اي مؤمنان! هنگامي كه سفر كنيد در راه خدا، پس تحقيق كنيد و نگوييد آن را كه به شما سلام كرده است
كه تو مسلمان نيستي، شما مي‌خواهيد اسباب زندگي دنيا را، پس نزد خدا غنيمت زيادي هست،
شما هم چنين بوديد پيش از اين، پس خدا بر شما فضل كرد، باز شما تحقيق كنيد،
به درستي كه خدا به كارهاي شما آگاه است.

خلاصه‌ي تفسير

اي مؤمنان! وقتي كه شما در راه خدا (براي جهاد) سفر مي‌كنيد، پس هر كار را (قتال باشد يا چيزي ديگر) تحقيق كنيد و به چنين شخصي كه در جلوي شما (علامات) اطاعت ظاهر كند (مانند خواندن كلمه يا سلام گفتن به طريق مسلمانان)، چنين نگوييد كه اين (از ته دل) مسلمان نيست (و فقط به خاطر حفظ نفس خود به دروغ تظاهر به اسلام مي‌كند). اين‌طور كه شما اسباب زندگي دنيا را مي‌خواهيد؛ زيرا كه به نزد خدا (در علم و قدرت او براي شما) مال غنيمت زيادي وجود دارد (كه به طرق جايز به شما مي‌رسند. و ياد كنيد كه) قبلاً (در زماني) شما هم چنين بوديد (كه مدار قبول اسلام شما تنها اظهار ادعاي شما بود)، پس خدا بر شما احسان فرمود (كه بر آن اسلام ظاهري اكتفا گرديد و به تحقيق باطني موقوف نكرد)، بينديشيد، همانا الله از تمام اعمال شما با خبر است (كه بعد از اين دستور چه كساني بر آن عمل مي‌كنند و چه كساني عمل نمي‌كنند).

شاه ولی الله و چگونگی تألیف شاهكارش حجة الله البالغة

شاه ولی الله و چگونگی تألیف شاهكارش حجة الله البالغة

سبب تأليف اين كتاب خوابي بود

بنده، روزي هنگام نماز عصر رو به سوي پروردگار، در حال عبادت بودم كه ناگهان متوجه شدم كه روح مبارك رسول خدا صلى الله عليه وسلم بر من ظاهر گشت و چيزي از بالا مرا احاطه نمود، به خيالم پارچه‌اي را بر من انداختند و چيزي در قلبم دميده شد و آن اشاره به نوعي از بيان دين بود. در اين حال نوري در قلبم احساس كردم كه داشت به تدريج گسترش مي‌يافت و پس از مدت زماني پروردگارم به من الهام نمود كه آنچه به قلم والا بر من نوشته اين است كه من روزي براي اين كار قيام كنم؛ چرا كه زمين به نور پروردگارش درخشيده و پرتو آن از جانب مغرب منعكس گرديده است و شريعت مصطفوي در اين زمان نورافشان شده و در پيرايه‌ي كامل با دليل و برهان بروز نموده است.
علم حديث تكيه‌گاه علوم يقينی است
به طور يقين ستون علم يقيني و رأس آن‌ها و مبناي فنون ديني و اساس آن‌ها، علم حديث است كه در آن قول، فعل و تقرير افضل المرسلين ـ صلى الله عليه وآله وأصحابه أجميعن ـ ذكر مي‌گردد كه اين‌ها چراغ‌هاي تاريكي و نشانه‌هاي هدايت؛ مانند ماه درخشنده شب چهارده هستند؛ هركسي به آن‌ها گردن نهد و آن‌ها را حفظ نمايد، به رشد و هدايت رسيده و به خير كثير نايل مي‌گردد و هر كه روگرداني و اعراض نمايد، گمراه شده، در ورطه‌ي هلاكت مي‌افتد و به جز نااميدي و خسران چيزي گيرش نمي‌آيد؛ زيرا آن حضرت صلى الله عليه وسلم مردم را به امر، نهي، انذار، تبشير، پند و امثال بيدار نموده است كه آن‌ها مانند قرآن و يا بيش از آن هستند.
اين علم داراي طبقات و علماي آن بين هم درجاتي دارند، و آن داراي پوسته‌اي است كه داخلش مغز، و صدفي است كه اندرونش مرواريد وجود دارد.

نگاهی کوتاه به زندگی و کارنامه‌ی درخشان فاروق اعظم

حافظ ابوالفداء اسماعیل بن کثیر ـ رحمه الله ـ در البدایة و النهایة  می‌نویسد: «وَهُوَ أَوَّلُ مَنْ دُعِيَ أَمِيرُ المُؤْمِنِيْنَ، وَأَوَّلُ مَنْ كَتَبَ التّارِيْخَ»؛ یعنی: او اولین کسی است که به لقب امیرالمؤمنین یاد کرده شد و اولین کسی است که تاریخ را تأسیس کرد. (۲۶۳:۷، طبع دار ابن کثیر)
علامه جلال الدین عبدالرحمن سیوطی ـ رحمه الله ـ در تاریخ الخلفاء نقل کرده است: «وَأَخْرَجَهُ البُخَارِيُّ فِي تَارِیْخِهِ عَنْ ابْنِ المُسَيَّبِ ـ رَحِمَهُ اللهُ ـ قَالَ: أَوَّلُ مَنْ كَتَبَ التَّارِيْخَ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ لِسَنَتِيْنِ وَنِصْفٍ مِنْ خِلَافَتِهِ، فَكَتَبَ لِسِتِّ عَشَرَةَ مِنَ الهِجْرَةِ بِمَشْوَرَةِ عَلِيٍّ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا»؛ امام بخاری ـ رحمه الله ـ در تاریخ خود از سعید بن المسیب ـ رحمه الله ـ نقل می‌کند که: اولین کسی که تاریخ را تأسیس کرد، حضرت فاروق اعظم عمر بن الخطاب ـ رضی الله عنه ـ بود که بعد از گذشت دو سال و نیم از خلافت خویش، در شانزدهمین سال هجرت با مشوره‌ی حضرت علی ـ کرم الله وجهه ـ آن را اجرا ساخت. (ص: ۱۲۵، طبع المکتبة العصریة)

تعريف ايمان، بساطت و مراتب ايمان و موجبات ارتداد

تعریف ایمان   
ايمان در لغت به معناي تصديق و باور داشتن است، هر چند گاهي به معناي وثوق و اطمينان نيز به كار مي‌رود؛ اما در اصطلاح شرعي عبارت است از: «تصديق و جزم به مسايل ضروري دين»، از اين رو تصديق مسايل ظني و اجتهادي كه موجب علم ضروري نمي‌شود، در پيدايش ايمان كافي نيست، و انكار آن نيز موجب كفر نمي‌شود.
تعريف ايمان، بساطت و مراتب ايمان و موجبات ارتداد

بساطت و تركيب ايمان

در اين مسأله ديدگاه‌هـا مختلف است؛ گـروهـي ايمـان را مركب از سه ركن دانسته‌اند:
۱٫ تصديق قلبي؛
۲٫ اقرار زباني؛
۳٫ عمل جوارحي.
محدثان مي‌گويند: عمل صالح ركن ايمان است، اما ركن از دو قسم تشكيل مي‌گردد، اصلي و فرعي، و عمل از اركان فرعي به شمار مي‌آيد. نظير شاخه درخت كه با جدا شدن، نام درخت بر او صدق مي‌كند. معتزله و خوارج نيز از كساني هستند كه ايمان را از سه امر فوق مركب دانسته‌اند به گونه‌اي كه با فقدان يكي از آن‌ها ايمان نيز از بين مي‌رود؛ زيرا قاعده‌ي عقلي بر آن است كه مركب با بعضي از اجزا منتفي مي‌شود.

تعظيم شعائر الهی

قال الله تعالىٰ:  «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» [الحج: ۳۲]؛ «به‌جا آوری تعظیم شعائر الله در اثر تقوای دل‌هاست».
تعظيم شعائر الهی

مبنای شرایع بر تعظیم شعایر الله است

باید دانست که مبنای شرایع بر به‌جا آوری تعظیم شعایر الله و تقرب جستن به وسیله‌ی آن‌ها به سوی خداست؛ زیرا ما قبلاً اشاره نمودیم که راهی که خداوند برای مردم مقرر نموده است، عبارت است از نقالی و حکایت آن‌چه در جانب تجرّد است، با انجام کارهایی که به سوی حیوانیت نزدیک می‌گرداند. هدف ما از شعایر، اموری ظاهر و محسوس هستند که خداوند آن‌ها را وسیله‌ی پرستش خدا قرار داده است، و آن‌ها چنان ویژگی‌ای نسبت به خداوند دارند که به‌جا آوری تعظیم آن‌ها، به‌جا آوری تعظیم خدا به حساب می‌آید و کوتاهی در حق آن‌ها کوتاهی در حق خدا محسوب می‌گردد و این در دل‌ها چنان جای گرفته است که بدون پاره کردن دل‌ها بیرون نخواهد رفت.